|
|
|
|
|
زیر گنبد کبود … یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود دلکم با غصه هاش نشسته بود ! دل من عادت بچه ها رو داشت تو سینه اش یه عالمه صفا رو داشت طفلکی مشکلش این بود که فقط جای آب نبات چوبی لباتو خواست ! عشقش این بود که به جای عروسک شبا توی بغلش تو رو می داشت ! فکر می کرد اگه که به تو می رسید دیگه طفلی گنج هفت دریا رو داشت حیوونی چه سختیا یی رو کشید می خواست حالیت بکنه که عاشقه چشم تو صداقتش رو نمی دید ! توی این دنیای پر مکر و ریا ... حرف راستو باید از بچه شنید ! با یه اخمت یهو گریه اش می گرفت سیل اشک جمع می شد توی چشاش با یه لبخند قشنگت میشکف گل از گلش سرخ میشد روی لپای تپلش ! . . . *** نرسید دلک بازیگوش من به دلبرش نرسید تا قصه اش افسانه بشه تو دل هزار هزار آدمک قصه به لب بمونه واسه همیشه ... زیر گنبد کبود یکی بود یکی نبود |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 23:7 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا بیدار نمی شیم... ؟! اگه عشقمون یه خوابه ، چرا بیدار نمی شیم ؟! اگه عشقمون شرابه ، چرا هوشیار نمی شیم ؟! اگه عشقمون سرابه ، پس چرا جاده ای نیست ؟! اگه عشقمون حقیقت داره ، پس دروغ چیه ؟! اگه ما وفاداریم به همدیگه ... اون سیگار ما تیکی ی روی میز مال کیه !؟ اگه ما هیشکی و جز هم نداریم ... شبا که من خونه نیستم تخت من جای کیه ؟! اگه ما مال همیم پس چرا عاشق نمی شیم ؟! عین خرهم تو گلا موندیم و فارغ نمی شیم ! اگه عشقمون درخته ، چرا بارون نمی آد ؟! یا اگه بیاد بازم فصل زمستون نمی آد ! اگه عشقمون دواته ، چرا تنها روزگار منو مشکی می کنه ... ؟! اگه عشقمون یه پتکه ، چرا تنها می خوره تو سر صاب مرده ی من ... ؟! . . . *** عشق ما دو تا ، نه خوابه نه شراب ... عشق ما نه یک سرابه ، نه حقیقت داره ! عشق ما فقط یه باره... ، یه بار ! که داریم مثل الاغ این ور و اون ور می بریم !!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 فروردین1385ساعت 0:5 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
خوش به حال قلوه سنگ ! شب شده ! دستای پر مهر خدا می دوزه چشماتو با پولک ماه به آسمون ... عمریه هر شب و هر شب برای دیدن روی ماهتون چشم من سر به هواس ! بعضی شبها به دلم میگم بابا کی میفهمه غصه هاتو ...؟ کی می بینه اشکا تو ...؟ کیه باور بکنه دنیا و روزگارتو... دست تقدیراین روزا با آدم راه نمی آد !!! به خدا راه نمی آد...! کاش یکی خبر می داد... یا رمون دست کیه...؟ چشم اون مست کیه...؟ شعله ی چشاش کجا رو دارن آتیش میزنن...!؟ کاش صدای سازم هم با دود سیگار می رفت به آسمون ... میرسید پیش خدای مهربون ! میرسید پیش همون که چشماتو می دوزه با پولک ماه به لباس آسمون ...! آدم از تنهای گریه اش نمی آد ! آدم از تنهایی خنده اش میگیره !!! . . . *** خوش به حال قلوه سنگ ! که تو سینه اش یه دل سنگی داره ! هیچی حالیش نمیشه ! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 9:55 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
تولدت مبارک ! این ترانه روز بیست و سوم دی جون می گیره... حتی بی تو ! حتی وقتی که نباشی ! حتی وقتی که بخوای از من و رو یاهام جدا شی ! این ترانه خود به خود سامون می گیره ! این ترانه جون می گیره : گرچه دستای تو تو دست های من نیست ! گر چه آرزوی این دل دیگه عاشق تر شدن نیست گرچه ما با هم نباشیم قاصدک هامون می میره... روز بیست و سوم دی ، این ترانه خود به خود سامون می گیره ! توی این ترانه ی من بو یی از جور و جفا نیست … این ترانه مثل تو نیست ! این ترانه بی وفا نیست ! . . . *** این ترانه جون می گیره : روز میلاد دو چشم کهربایی ! تو شب تولد عشق !!! روز میلاد خدای بی وفایی !!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 23 دی1384ساعت 0:8 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
عروسی سه شنبه رأس هفت و نیم ! راه میرم ، حرف میزنم حرف میزنم ، راه نمی رم با سرم مثل یه نارنجک ضامن کشیده شوخی دارم ... روی دست بغلیم سیگارو خاموش میکنم ! مث جونم که اگه دلم بخواد... میتونم شعله شو خاموش بکنم ! تو سرم صد تا ترن ، صد تا قناری ، یه کلاغ ! تو سرم آتیش سوزنده ی داغ... توی گوش من صدای خنده ی گر یه میاد... توی دستام پر خاکستریه ! زنبیل بی کسیه ! خیابون تلو خرون... آدما از وحشت من لرزون ... تپشهای دل من… یک در میون ! یادته گفتی که دستات تو دستم می مونن ؟ تا خود صبح قیامت تو دستم میمونن ... کارت دعوت عروسیت حالا تو دستمه : عروسی سه شنبه راس هفت ونیم ! . . . *** خیابون تلو خرون ... آدما از وحشت من لرزون ... تپشهای دل من یک در میون ... توی مغز من ولی عروس برون ! نوک بزن کلاغ بی بیابون خوابای من ! مغز من صابون تو ! نوک بزن ! نوک بزن ! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 15:34 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
خیلی خوبه تو منو دوس داری ... صبح شد و خورشید اومد روی سر آبادی آدمای دهمون اما هنوزم خوابن ! خیلی خوبه که تو قلبت به من جا دادی دیگه تو هفت آسمون آزادم ! خیلی خوبه تو منو دوس داری ... همه خستگیه من یه جا می میره ! پستون گاوای آبادی همش پرشیره ! موشه حتی جارو به دم هم تو سوراخ میره ! خیلی خوبه تو منو دوس داری ... باروون آسه آسه رو زمین هامون می باره محصول باغ های امسال مث هر ساله ! گل بابونه هنوز قشنگی هاشو داره ! خیلی خوبه تو منو دوس داری ... خروس همسایه از صبح تا غروب می خونه ... چوپون پیر، گدار رود و خوب می دونه ... بهاروقتی که اومد تو دهمون می مونه ! خیلی خوبه تو منو دوس داری ... ننه تا اون ور ده طناب رخت می بنده ... سگ با اون سگیش تو روی بره ها می خنده ... دل هر کسی تو این ولایت ، یه جایی بنده ! خیلی خوبه تو منو دوس داری ... . . . *** شیرین من ، همه ی دلخوشیام ! قندک من ، بزک زنگوله پام ! هر جای دشت و بیابون که بری منم میام ...! داره آفتاب می ره آروم از سر آبادی درس عاشق شدن و خوب به من یاد دادی مث اسمت یه لحن خوب و شیرین داری خیلی خوبه که منو دوس داری !!! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 19 آبان1384ساعت 9:34 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
قربون هر چی که بر ما بگذشت ! آقا از ما که گذشت ... یه دو جین خرمن مو دو تا لب مثال آتیش پر حس چشم گریون ، برق اون نگاهتون تو سکوت سینما ، دست من ، دست شما ! خندمون راجع به اشک گریمون راجع به اشک از شروع سانس اول تا سر ساعت هشت قربون هر چی که بر ما بگذشت ! فیلم که از نیمه گذشت دست گرمت روی دست من نشست اشک اومد میون چشمای شما آرومی زیلوشو پهن کرد و نشست غصه اومد درو پشت سر نبست قربون هر چی که بر ما بگذشت ! . . . *** حالا روز و شب نهم گروی هشت دهمون درگیر هفت هفتمون آویزون از اون خاطراتی که گذشت ! عجیبه تموم اون قشنگیا توی یک لحظه گذشت ! ولی خوب ... دلمون به این خوشه که گذشت هرچی گذشت ! که یه خرمن تار مو از توی دستامون گذشت ... دو تا لب مثال آتیش روی لب هامون گذشت ... قطره قطره اشکامون از توی چشمامون گذشت ... جز خدا هیشکی نفهمید که بر ما چه گذشت ! قربون هر چی که بر ما بگذشت ! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 8 مهر1384ساعت 9:59 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
ورژن جدید خاطر خواهی ! خفه شو ، هیچی نگو ! خفه شو ، هیچی نپرس ! خفه شو ، حالم بده ! بدجوری خسته ام ازدست خودم ، بدجوری دلم گرفته از زمین و آسمون بدجوری کلافه ام از تو دیگه ! سگ به قبر پدر دوتاییمون !!! این دیگه روی سگ عاشقیمه ! ورژن جدید خاطر خواهیمه ! کاشکی می شد که زمین و آسمون دست به دست هم بدن یه جوری شه جلوی چشام تو رو نبینمت ! کاش می شد تنها باشم تنهایی توی خودم گریه کنم تنهایی تو تنهاییم عق بزنم ! تنهایی تموم خاطراتمو پک بزنم ! تنهایی تنهاییمو سوت بزنم ! با دوتا قلپ از این عرق سگی تو و یادتو فراموش بکنم روی عکس تو و نامه های تو آتیش سیگارو خاموش بکنم ! آره من اند کثافتم آره ، آره خوب تو آخر معرفتی ! ولی خوب چه لطفی میکنی عزیز همین حالا خفه شی ، پاشی بری ...! آره این روی سگ عاشقیمه ! ورژن جدید خاطر خواهیمه ! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 7 شهریور1384ساعت 15:20 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
خانوم داره ناز می کنه برامون ! مرغه با قدقد جوجه هاشو می بره تو لونه ... یاس های باغچه میزنن جوونه ... پرستوها بازم میان تو ایوون ... رسیده باز بهار دم درامون ... خانوم داره ناز می کنه برامون ... چرخ زمونه هم داره می چرخه آروم آروم ! خورشید خانوم رو سقف آسمونه گرفته سینه ی منو نشونه تو حرم داغ چله ی تابستون خانوم هنوز ناز می کنه برامون ... چرخ زمونه هم داره می چرخه آروم آروم ! برگ درختا توی دست باده بازم رسید خزون پر افاده غرش آسمون و اشک باروون خانوم هنوز ناز می کنه برامون ... چرخ زمونه هم داره می چرخه آروم آروم ! دستای باروون می زنن به شیشه تن درختا لخت شده تو بیشه خبر میدن که باز رسید زمستون خانوم هنوز ناز می کنه برامون ... چرخ زمونه هم داره می چرخه آروم آروم ! ... *** هی روزا سر می آد و هی شب می شه دوباره ولی تو آسمون دیگه در نمی آد ستاره ! خانوم هنوزم که هنوزه عشوه هاشو داره ! چرخ زمونه هم "عجیب" می چرخه آروم آروم ! حالا از اون روزا و سال و هفته دیگه سه چهار خزونه که گذشته ! کو دیگه آسمون ، کو بوی باروون ؟ دیگه پرستو نمی آد تو ایوون نمی خونن چکاوک ها برامون خانوم هنوزم که هنوزه ناز داره فراوون ... چرخ زمونه هم "بذار" بچرخه آروم آروم !!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 21 مرداد1384ساعت 20:3 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
داری بد تا می کنی ... ! دست گذاشتم رو شما ! که دیگه از همه سری ! شما که میون این همه شیرینی ، عسلی ! شما که هیچ رقمه با دلمون راه نمیای ... حتی یک نگاه ساده هم به ما نمی کنی بهمون رو نمی دی ، چون عسلی ! دست گذاشتم رو شما ! که عاشقم نمیدونی ! ما رو از دورو برت هی می رونی ! منو با لگد تو این زمونه پرتم میکنی ، داری از صبح تا غروب چوب لای چرخم میذاری ! که یه وقت کم نیاری ... میدونم... ، چون عسلی ! دست گذاشتم رو شما ! که دستمو پس نزنی ! که باشیم تا آخر عمر یارتون ... که باشیم کنارتون ... اما خوب رو دست زدی به عشقمون ! چون عسلی ! واستون یه شعر گفتم ! گفتم این مال شما ... شعرمون تقدیم چشمای شما ! گره کردین ابروهارو و زدین تو ذوقمون ! ما که دلخور نمیشیم از اخمتون ، چون عسلی ! ... *** عسلی ، شیرینی ، اما داری تلخی میکنی ! داری بدجوری با این شکسته دل تا میکنی ... داری بد رقم تو این شهر منو رسوا میکنی ... داری بد تا میکنی ! داری بد تا میکنی ! آره خوب ... چون عسلی ! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 11 مرداد1384ساعت 11:13 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
ببینم راستی تو عاشق منی ؟! می دوم بیرون شهر پشت کوه ها ، کنار یه چشمه ی آب زلال خودمو خاک می کنم...! که بیای ، دوباره از راه برسی خاکای پیشونیمو ، اشکامو پاک کنی ... تو گلوم بغض که نشست بهت می گم : - ببینم راستی تو عاشق منی ؟!!! با یه چشمک سرتو تکون می دی گل بوسه رو می چینی از لبات می ذاریش تو دست من ! با همون دست چشاتو می بندمو می ذارم اون گل و لای سینه هات !!! چشاتو یواشکی وا می کنی... می خوابی کنار من ! ... *** می دونم هزار هزار سال دیگه دو تا گل میشکفه رو مزارمون ! پیش چشمه سارمون ! یکی از تو دست من یکی از میون سینه های تو !
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 تیر1384ساعت 11:32 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
از سرم دست بر دار ... عبدتم عبیدتم ، از سرم دست بر دار نوکر برق نگا تم ، ازسرم دست بردار نمی خوام دل بسوزونی واسه من نمی خوام دل بدوزی به پیرهنم نمی خوام جارو کنی خاک منو نمی خوام سرمه کنی طالع اشکای منو عبدتم عبیدتم ، یواش برو یواش بیا نوکر برق نگا تم ، تو برو اصلا" نیا !!! که یه وقت ساعتم از خواب نپره ... که یه وقت داغ دلم رو اجاق قل نزنه ...! عبدتم عبیدتم ، برو اونجا که برام تحفه باشی ! نوکر برق نگا تم ، برو اونجا که برات نقطه باشم ! بسه هر چی کشیدم ! از لبای نیمه بازت بسه هر چی چشیدم !!! حالا هم فکر می کنم یر به یر یم ! دو تا ییمون ناز هم رو خر یدیم ! فکر کن این برفی بوده که آب شده ... فکر بکن که قلب تو خواب بوده ، حالا بیدار شده ! عبدتم عبیدتم ، نوکر برق نگا تم ... اگه که راضی شدی خونه ی دل رو خالی کن ! که می خوام بکوبم از نو بسازم ! شایدم باغچه کنم دور و برش سیب بکارم ! وسطش گل بکارم ! *** سر هفته بیارم خدمتتون که بفهمی عبدتم عبیدتم که بفهمی عبد سرگشته منم ! نوکر برق نگات ، عبید دل گشته منم ! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 19 تیر1384ساعت 18:33 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
کاشکی اسم کوچمون آرزو بود ! مث باد هرزه گرد ما دیگه مسافریم...! کوله بارمونو بستیم که بریم ! *** صبحی تو حیاتمون بارون زده خیلی قشنگ ولی ما کاری نداریم توی این خونه ی تنگ ! خونه ای که دست مهربونی به گلاش آب نمی ده ! خونه ای که تو هواش دیگه عطر هیشکی نیست ! صدای خنده ی هیشکی نمی آد ! نه که فکر کنین بریدم ... نه دیکه خسته شدم ! دیگه هیچ حوصله ی حوصله داری ندارم...!!! آخه ما کاری نداریم توی این خونه ی تنگ ! نه که فکر کنین تو این حیاط بارون زده آرزو دارم ... من دیگه تو این خونه هیچ آرزویی ندارم ! آخه عمریه که من ویلون آرزو شدم! مث باد هرزه گرد حیرون آرزو شدم !
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 تیر1384ساعت 11:0 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
بنده عاشق شما...! بنده عاشق شما...! شما عاشق یکی از آدما...! آدمه عاشق ما...!!! ای بابا ! بنده تو نخ شما ! شما له له می زنی برای لبخند یکی از آدما ! آدمه عاشق ما ! ای بابا ! بنده تو کار شما ! شما کارتون شده گریه و زاری واسه ی عشق یکی از آدما ! آدمه عاشق ما ! ای بابا ! بنده رو اصلا " نمی بینی شما ! خیلی وقته چشاتون رفته به دنبال یکی از آدما ! آدمه عاشق ما ! ای بابا ! *** آدمه عاشق ما ! آدمه خراب ما ! آدمه مست و زمین خورده ی ما ! آدمه تلو تلو خورده ی ما ! آدمه عاشق سینه چاک ما ! آدمه هلاک ما ! ولی افسوس و صد افسوس و حیف : " بنده عاشق شمام " !!! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 3 تیر1384ساعت 15:42 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
وعده ی قرارمون آخر این بطری !!! اگه گوشت با منه یه سری بزن به این خاطر خوات این دفه بدجوری اون کلافته ! نمی دونم که شنفتی یا نه ... که فلانی تو پیاله ی شراب عکس طرف رو دیده ! خوب منم دنبال این آدرس رو رفتم که حالا ... قدمام اینجوریه !!! د نخند با وفا ... ! خیلی وقته " مست " اون چشمای عاشق کشتیم ! ببینم اگه نیای ... اگه که آخر این پیک سراغ من نیای ... دیگه من کجای این زمونه پیدات بکنم ؟! اما تو با معرفت تری از این خیالای صد تا یه غاز ! حتم دارم حتی یه تک پام شده... این ورا پیدات می شه ! پس بدون حرف پیش ... وعده ی قرارمون آخر این بطری !!!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 16 خرداد1384ساعت 13:10 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
تو رو برهنه می کشم ..! قلم مو رو بر می دارم منو سه پایه و یه بوم چشمامو خوب وا می کنم : تو که نشستی رو به روم ! وقتی که از اون ور بوم چشماتو می دوزی به من دل تو دلم نمی مونه ! چه حسیه عاشق شدن ! طفلکی این دلک من ! طفلکی این ساده ی من ! موقع نقاشی بگو هیچ کسی اینجا نباشه ! هیچ کسی ما رو نبینه هیشکی خبر دار نباشه ! ... تو رو تو جنگل می کشم تو رو تو در یا می کشم تو رو رو بال آسمون ، میون ابرا می کشم می آرمت تو نقاشیم جدا از این آدمکا تو رو تو آغوش خودم تو رو تو رویا می کشم ! پلکاتو آبی می کشم لباتو رنگ گل سرخ گونه هاتو با صورتی تنت رو صحرا می کشم موهاتو افشون می کنم می سپارمش به دست باد تنه عزیزت رو زیر نم نم بارون می کشم واسه بلور تن تو حتی لباس نمی کشم آخه اونم نا محرمه ! اینجا لباس هم نباید دست به تن تو بزنه تو رو برهنه می کشم تو رو برهنه می کشم ...! ... تو رو تو آغوش خودم لخت و برهنه می کشم ... !
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 خرداد1384ساعت 11:23 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
تف به این عاشقی یکطرفه !!! توی این زندگی خراب شده … واسه من غصه میاد چند طرفه غم میاد صد طرفه تو چشام اشک میاد هر طرفه عشق نفرین شده مون ... یکطرفه ... یکطرفه ... یکطرفه ! تف به این عاشقی یکطرفه … !!! توی این زندگی خراب شده … قهوه ی تلخ باهات حرف داره سرصبح یه خاطره لجن داره خر چهار تا پا آدم دو پا داره عاشق یکطرفه پای رفتن نداره... عاشق یکطرفه هیچی داره ... ! عاشق یکطرفه خنده داره ! توی این زندگی خراب شده … عشق نفرین شده مون ... یکطرفه ... یکطرفه ... یکطرفه ! تف به این عاشقی یکطرفه … !!!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 خرداد1384ساعت 14:10 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
دستتون خنک تر از دست منه ! دمتون گرم ! دستتون خنک تر از دست منه ! پاهاتون خنک تر از پای منه ! انگاری که تب دارم یا گرمی از تن منه ! ... دمتون گرم ! شما کجا بودین و ما کجا ! چقدر خوب قایمکی پیدا شدین چقدرخوب یواشکی تو بغل ما جا شدین ! دمتون گرم ! عجب حضور پر عاطفه ای که قدم رنجه نمودین تو صحن دل ما از میون اون لبای بستتون صدای زمزمه ی آواز عشق هنوز میاد چشم ما به قلبتون چشم میگه ولی حیف چشم شما چشم نمی گه ! ولی خوب عیبی نداره ! دمتون گرم که چشماتون الان حال منو می فهمه ... دمتون گرم که ما فرقی داریم برای دیدار شما با بقیه ... دمتون گرم که از زیر دو پلک بستتون فقط و فقط به ما می نگرین دمتون گرم که قابل می دونین ! ولی افسوس که مردین... !!! دستتون خنک تر از دست منه ! پاهاتون خنک تر از پای منه ! ... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 31 اردیبهشت1384ساعت 13:17 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
من برات گل می خرم ! من برات گل می خرم جلوی روی خودم گلم رو پرپر می کنی... ! تو یه گلدون می خری اونو عمدا توی پارک جا می ذارم... !
من سرت داد می زنم اما تو هیچی نمی گی ... من توی سکوت تو اشک می ریزم وقتی از دیدن اشک من بشی ناراحت تو دلم غم می شینه ! غم من طاقتش از دست می ره ... یهویی قهر می کنه ! تو برای قهر من اشک می ریزی صدای ریختن اشکت رو زمین شب به گوشم می رسه ...
کم کمک داغ می شم ! با تموم غصه هام می رم برات گل می خرم جلوی روی خودم گلم رو پرپر می کنی... ! تو یه گلدون می خری اونو عمدا توی پارک جا می ذارم... ! *** آقا لعنت به کسی که عشق و با مشق شبش یکی بدونه ! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 24 اردیبهشت1384ساعت 10:42 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو ! مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو پشت اون مرمر سینه ات چه دل شهر فرنگی داشتی تو مرحبا به این همه عشق و صفا مرحبا به این وفا چه دل زبرو زرنگی داشتی تو
ببینم این همه نیرنگ و دروغ کجای اون دل عاشق تو بود ؟ تو که جات رو سر ما بود عزیز به خدا حق دلم این نبود
حالا که دست تو رو شده برام حالا که نقابت افتاد رو زمین حالا فهمیدم که پشت خنده هات چه دل رنگ و وارنگی داشتی تو مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو __________________________ من چقدر مهتا بم ! وسط نیمه شبه ... هوا از تاریک هم یه کمی سرد تره !!! صدای پچ پچ این شب بو ها نمی دونم چرا امشب خوابو از چشام گرفت ... ... پا می شم با دو تا خمیازه می رم تا لب حوض می بینم گلای باغچه همگی این دو تا عاشق و معشوق و تماشا می کنند ... من چقدر مهتابم !!! ___________________________ چشامو هم می ذارم ... کاش می شد آخر شب وقتی خوابن همه از بخت شکم وقتی غافل شدن از عالم عشق تو بیای لای درو باز کنی منو بیدار کنی !
من خودم رو بزنم به نادونی چشامو هم بذارم که تو روی گونمو ماچ کنی با یه بوسه قلبمو داغ کنی کاش می شد تو هرم آغوش خودت منو تا آخر عمر خواب کنی ... ! ... کاش می شد با پاک کن مدرسمون منو از ذهن همه پاک کنی ! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 8 اردیبهشت1384ساعت 21:26 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
خش خش برگای پاییزی تو ... بوی بارون ، بوی نم بوی عشقت ، بوی غم صدای پر (( خش )) تو خش خش برگای پاییزی تو ... می پیچه تو کوچه های آدمایی که فقط تو رو مصرف می کنند !!!
آدمایی که فقط دل نقاشی دارن آدمایی که فقط شبا یادت می کنند ! آدمایی که هوس می دن ازت دل می گیرن ! آدمایی که برات هیچ آرزویی ندارن ...
وقتی که تو کوچه های آدما دو می زنم میگم ای کاش صدای پر خش تو خش خش برگای پاییزی تو بپیچه تو کوچه های آدمایی که تو رو می شناسن مثل خدا بپیچه تو کوچه های آدمایی مثل من بپیچه تو کوچه های آدمای پر غم پر بارون پر نم ... _________________________________
از لج من و شما ... سحری زخم دلو کندیم دوباره تره از لج من و شما خون دوباره جاری شد تو دستای خاطره ها حیف شما کنارمون نیستی که مرهم بذاری رو زخم ما چی بگیم که زخممون از سر دوختن این دل به دل ناز شماس می شینیم فکر می کنیم به یاد اون گذشته ها خشک می شه زخممون از صبر شما ... باز دوباره می کنیم زخم دلو از لجتون از لج ما ! که همیشه تازه باشه یادتون تو دل ما ... !
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 19 فروردین1384ساعت 18:30 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
مرده شور دل بی جنبه ی ما رو ببرن !!! بابا تو آخرشی ! هول می دی هول هولکی بختمونو به آب می دی ! هول هولی می پیچونی خمیر شهوت رو تو این تنور داغ می ذاری قلبمو لای منگنه می گی این منگنه نیست ! درد مو به کی بگم ؟ مرده شور دل بی جنبه ی ما رو ببرن !!! عاشقی هم دیگه انگیزه ارتباط رنگین نمی شه ! بابا تو آخرشی ! که خوب می دونی دل ما هیچ جوری عاقل نمی شه ! ........................................................ شایدم ... ! برگای دفتر ما مشکی شده شایدم مشکی بوده قلم و پاکنمون تو مدرسه تموم شده شایدم تموم بوده تو پاییز برگای زرد خواب شدن شایدم خواب بودن شایدم یواشکی چشماشونو به خواب زدن روحمون تو باغچه جایی نداره شایدم جایی داره، روی گفتن نداره گلی که کاشته بودم خشک شده شایدم خشک بوده کاشته شده تو دیگه اینجا کنارم نیستی شایدم از همون اول نبودی ! شایدم بودی و با من نبودی ! زندگیمون چی شده ؟ چی بوده که چی شده ؟!!! __________________________________ هیچی نبود ! پر پروازو عجب تجربه کردیم با شما چه جاهایی که نبرد منو دو چشمون شما بی سبب عاشقی اومد خوب شناختیم خرشو رفتنی جفتکشو با احترام زد پس ما جون هر چی عاشقه هیچی نبود ! به خدا هیچی نبود !
ولی بود ! بدجوری بود !!!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 فروردین1384ساعت 15:26 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
کو دیگه چادر زری !!! سینه ریز نقره ای گلابتون ترمه با بوی گلاب، کوه آیینه نشون هشت دری ، چادر زری همیشه تو هشت دری وامیسادی صبح برات گل می چیدم تو حواست پی اون پنجره ی پشت سری ! گلوبند بی بی رو میدزدیدم برای تو می دادیش به خواهرم که صبح بگه چه دختری ! گفتم ای چادر زری جون دل چی دوس داری !؟ گفتی بستنی ، لواشک یا که حلوا شکری !!! داد زدیم آی چینی بند زن یه دل شکسته رو بند میزنی !؟ داداشم میگفت بابا خیلی خری ! ننمون می گفت الهی که یه شب ور بپری ! چه کنیم زندگیمون شده بود چادر زری تو هشت دری ! شمع بهت دادم که نذر عشقمون روشن کنی تو همش می ترسیدی که دست به کبریت بزنی ! چه کنیم امون از این در به دری گفتی مردی برو سینه ریز بیار گلابتون! داداشم میگفت خری ، خیلی خری ! وقتی برگشتم دیدم تو هشت دری دیگه نیست چادر زری ! طبق جهیزتون رد میشد از تو پنج دری یه دوماد اومد که گفتن اوه عجب نره خری !!! بدیت این بود که گرفتی همه چی رو سرسری شایدم عشقمونو گذاشتی پای بچگیت ! کاش می دادی یادگاری لا اقل چادر زریت ! بی خیال ! دیگه چند سالی گذشته از خری ! خاطره ور نپری! کو دیگه گلابتون ، سینه ریز نقره ای ترمه با بوی گلاب، کوه آیینه نشون کو دیگه اون هشتدری چادر زری ؟ ______________________________ ما اگه ستاره داشتیم ... از بد حادثه باز ستارتون افتاده توی حیاط خونمون از بد حادثه تو حیاتمون من نشسته بودم و تنهاییمون از بد حادثه این ستارتون وقتتی افتاده شکسته شاخه مون ! تو حیاتمون پر از شقایقه پر اطلسی و عشق خالیه گلای توی حیاط بدون آب روز و شب سر میکنن به عشق ما چه میدونستن یه روز ستاره ای می شینه ریشه کنون کنارشون می شکنه فکر و دل و خیالشون ! گل یخ خواب نداره از سردیه ستارتون شب تابم رنجیده از حضور این ستارتون آخه شب روز شده تو حیاتمون ! ما اگه ستاره داشتیم حتی قد کف دست نمی ذاشتیم که بیفته از زمین بالا دست که یه وقت خراب نشه تنهایی عشق کسی نریزه ستاره های دل شب تاب کسی ! ************************************** چاه رو اصلا" ندیدیم !!! از قضا عاشق چشمتون شدیم از قضا هفته ی بعد عاشق دستتون شدیم هفته نگذشته عجیب عاشق خلقتون شدیم ! عاشق خنده و لحنتون شدیم عاشق دوختن رویای من و شما شدیم ! از قضا شمام به ما امید دادین در باغ سبزو تو بیا بونا نشون دادین ما رو تو آسمونا تکون دادین ! هفته ی بعد یه سال از قضا شادی جشنتون شدیم از قضا تازه دیدیم سر خر عشقتون شدیم !!! از قضا عشقتونو کنار دستتون دیدیم ! بعد یهو گریه که کردیم روز و مثل شب دیدیم شب رو مثل روز دیدیم ! راه رو مثل چاه دیدیم چاه رو اصلا" ندیدیم !!! از قضا اون چیزی رو که ما دیدیم شما اصلا" ندیدین ! از قضا گریه ی ما رم ندیدین ! عشق تازمونم اصلا" ندیدین ! از قضا تازه تو این مغز کوچیکم فهمیدم که شما نمی دیدین ما می دیدیم ! _______________________________ می نویسم روی انگشتای تو ! روزامون مثل نسیم مث یک ثانیه پلک میگذره از روی چشمای ترت ! از رو دستای قشنگت از رو قلب نازکت ! میاد از جانب تو می برم تا ته عمر میگذره هفته و ماه مث یک ثانیه پلک سوز میاد از قفس دوری تو اگه ساعت مث یک ثانیه پلک نگذره از روی من می نویسم توی دفترچه ی تو می نویسم روی انگشتای تو که نرو ! چشامو اینجوری سرخابی نکن گونه هامو لاک نزن رو لبام سرمه نکش ! بیا با من پا به پا که دلم آروم بگیره این روزا که داره می گذره سال مث یک ثانیه پلک میرسه فصل زمستون قفس قفس دوری تو ! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 27 بهمن1383ساعت 13:34 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
کا شکی بود ... کی می دونه شبا تو تنهاییمون چی به ما می گذرونه این دلمون ! کی میدونه گریه هامون با کدوم حرف توی دل هجی میشه ! دیگرون اگه دارن درد زیاد ما یه درد داریم ولی اندازه ی صد تا بی درمونیه درد آدمو می سوزونه ! دیگرون اگه دارن هزار تا عشق ما یه عشق داریم که اندازه ی عشقای همه اسطوره ها رو غنش داغه و جز جز می کنه !!! دیگرون اکه دارن یه آرزو ما نداریم آرزو ! آخه تو کوچه ی ما مردا فقط گذر دارن ! کاشکی اسم کوچمون آرزو بود ! کاشکی آرزو یی بود ! کاشکی بود... کاشکی که بود... _________________________________ رقصیدنت آهو خانم به رقص آتیش می مونه ! رقص آتیش ما رو تو خلوت جونت یه پناهی بده تا گرم بشیم ! روی این ایوون اسمت یه اجازه بده تا زیلومونو پهن کنیم ! قول می دیم آروم و زیر لب برات گریه کنیم ! قول می دیم چایی آووردی یه دفه هورت نکشیم ! رقص آتیش چی بگم اسم خودم یادم نیست ! قد یه ارزن از اون اراده ها بارم نیست ! لا اقل دستمونو آتیش بزن گرم بشیم ! لا اقل قلبمونو آتیش بزن که بگیم سوخته دلیم ! اینجوری شاید یه بار رامون بدن تو محفل سو خته دلا ! شاید اونجا یه چایی دادن که قول میدیم بازم هورت نکشیم ! رقص آتیش تو برقص ! تو برقص ما قول میدیم فقط بهت نیگا کنیم ! چایی رم هورت نکشیم ! کاشکی رقص بلد بودیم و تا حالا سوخته بودیم ! کاشکی تابسون بیادش که لا اقل محتاج آتیش نباشیم ! محتاج یه گوله از این رقص آتیش نباشیم ! که بتونیم چایی رو تو تنهایی هورت بکشیم ! ----------------------------- حالیته ! با تو با تو بودنه بی تو با تو بودنه موندن و نبودنه ! حالیته ! با تو یک ستاره تو دستمونه با تو ماه آسمون همیشه رو بوممونه بابا از ما بهترون کنارمونه ! حالیته ! با تو عشق جاده ی آغازمونه با تو شب نقطه ی آوازمونه با تو ما یه گل داریم که با هاش صد تا زمستون بهاره ! واسه ی دلخوشیمون باز بگو آره ! حالیته ! با تو هر چی که می گم سکوت خریدارمونه بابا حرف بزن می گن معرفت از بزرگونه ! در عوض با این که نیستی بی تو با تو بودنه موندن و نبودنه ! حالیته ! *************************** نه دیگه... حالم اصلا" خوش نیست اگه راستش رو بخوای دیگه این دل ، دل نیست ! ! نه دیگه دیر شده بود همه چی گم شه بود ! نه دیگه چاره نبود دیگه هیچ راهی نبود ! جا زدم درست همون جا که نباید می زدم تا همون جا که نبا یستی می رفتم رفتم ! یکی پرسید چی شده ؟ زیر لب گفتم عزیز ! حالم اصلا" خوش نیست ! اگه راستش رو بخوای دیگه این دل ، دل نیست ! _______________________________ هیچی مهم نیست عزیز ! اکه امشبم خراب شد با یه حرف ، اصلا" مهم نیست عزیز ! اگه هر روزم خراب شد ، که مهم نیست عزیز ! بغض نکن ، دروغ نگو ، هیچی مهم نیست عزیز ! اگه زندگیم مث یه کاسه ماست یهو پخش شد رو زمین اصلا" مهم نیست عزیز ! من می گم یه روزی از پیشم میری خیلی سریع ! ولی دل خوب میدونه که ماه پیش رفتی عزیز ! اگه اشکم تو دلم ریخت و دو تا درد دلم صد تا شد میدونی بازم مهم نیست عزیز ! با تمام این تفاصیل فقط این حقیقته پشت دروغ سخته عزیز ! ولی خب اصلا" مهم نیست عزیز ! کمی از مغز منه که باز مهم نیست عزیز ! در عوض گرمیه دستات در عوض خیسیه چشمام همیشه تو دستمه ! که برات اصلا" مهم نیست عزیز ! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 27 بهمن1383ساعت 13:33 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
آب می شم تو گلدونت ! کاش می دونستی تو این تاب و تبا از غمت آب می شم زیر پاهای پر از نجابتت بخار می شم ابر می شم می رم اونجا که بشه تو رو از دور ببینم ! اونجا از دوری تو یخ می کنم ! برف می شم ! آروم آروم کنار پنجرتون ، رو گل یخ کز می کنم ! گرمی چشماتو وقتی می بینم ، آب می شم تو گلدونت ! گلای عشقتونو توی گلدون لب پنجرتون سیر می کنم ! تا که شاداب بمونه تا یه وقت خدا نکرده دلتون غم نخوره ! مث ما آب نشه زیر پا توی گلا خراب نشه ! آب می شم تو گلدونت ، تا سحرا خنده ی شبنم زدنو رو لبات حس بکنم ! ببینم نور افق به دلت امید می ده که پاشی جلوی خونه رو آبپاشی کنی ! باغچه رو هرس کنی تو گلا با چکمه هات تا لب چشمه بری ما رو باز زیر پاهای پر از نجابتت بخار کنی !!! ___________________________________ آره جونم! توی دنیا تو برام موندی با یک قافیه ی مبهم شعر عجیبه با همه ی تلخی تو هنوزم دوست دارم آخرش نفهمیدم نه تو رو نه شعرامو !!! خود تو مثل دلم یهویی به آب و آتیش می زدی یهویی پر می زدی می دویدی وامیسادی ! یه دقه گریه می کردی... یه دقه می خندیدی... آره جونم ! ولی تا چلچله هست گرمیه دستای تو تو دستمه ! یادته اون قدیما لب اون برکه عشق تو گوشم زمزمه از باغ و گلستون کردی ! کم کم آوار تو رو دوشم ریخت ! من می گفتم خندت از باد بهار لطیفتره دنبالم می دویدی یهویی پشت سرم داد می زدی ! سرمو توی دو دستت می گرفتی... یادته ! چه روزایی با معلم با کتاب ، توی راه مدرسه چقده می خندیدیم ! می دونم خوب می دونی! اون روزا اون قدیما مث باد از زیر دستام خالی شد ! وقتی رفتی می دونستم دیگه اینجا نمیای دیگه ما رو نمی خوای... آره جونم ، آره عمرم آره ای خاک سرم آره ای داغ دلم حالا شبها که میشه سرمو کج می کنم ، یاد اون خنده و اخمت می کنم توی ماه که بالای خونتونه تو رو چند بار می بینم بی صدا یه گوشه ای کز می کنم تو دلم میگم عزیز: اگه وقتی نیمه وقتی گذری از قدیما میکردی یاد اون شونه ی نمناکت کن آره جونم ، آره عمرم آره ای خاک سرم آره ای داغ دلم _________________________________ |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 1 بهمن1383ساعت 20:14 توسط shayan
|
|
||
|
|
|
|
|
دل ما حرف حساب حالیش نبود !
باز رسید آخر پاییز
نوبت ما که می شه
تنها یک کلام میگی:
برو جوجه فکلی !
بذارین کفشتونو ، همچینی با پرامون واکس بزنیم !
که بگن برق نگاه کی تو کفشای شماس...
بذارین بختتونو با نوکمون ، همچینی وا بکنیم !
که دیگه بسه نشه !
نوکمون شکسته شه !
بذارین بدون جیک جیک پشت پا تون راه بر یم
خودتونو بزنین به نادونی
یهو یی کفشتو نو رو سرمون فشار بدین
قول می دیم وقتی که مردیم به کسی چیزی نگیم !
دوس داری کولت کنم ، بدوئم تا به مرادت برسی ؟!
قول می دم تند بدوئم !
آخه گاری مرادت یه کمی یواش می ره...
حیف که جیک جیک می کنم گوش نمی دی !
باز داری آخر پاییز جوجه ها رو می شمری
نوبت ما که می شه
تنها یک کلام میگی:
برو جوجه فکلی !
________________________________
می دونم این تو بودی !
راست بگو این تو بودی ؟!
که تو حوض عکس رخش نقش می بست ؟
رو لبش خنده می زد …
آب می شکست !
پیغومش رو ماهی از اونور حوض
می آوورد برای من …
راست بگو این تو بودی ؟!
که زمستون توی برف
پاشو می ذاشت جای پام !
واسه آدم برفیم ، قلب می ذاشت
دور گردنش یه شال گرم می ذاشت
راست بگو این تو بودی ؟!
که سحر های بهار ، عطرش از توی اتاق
می اومد چرخ زنون ، می کشیدم ته باغ
صدای النگوهاش پرسه می زد
گلا رو صدا می کرد …
راست بگو این تو بودی ؟!
که روزای ابری و نم دار عشق
منو می برد قدم زنون توی شالی بکر
روی تاب هولم می داد
همه حرف دلشو ، نقاشی می کرد برام
دست آخر برای خواب شبم قصه می ساخت
راست بگو این تو بودی ؟!
که برای قلب کوچیکم ساختنش
گلو بندی از گل یاسه دلش
برام از نوشته های دفترم
هفتا مثنوی می ساخت
برام از کوره دهات آرزو
شهر می ساخت
از دل تنهای من ، ما می ساخت …
راست بگو این تو بودی ؟!
تو بودی … ؟!
____________________________
اگه آسمون من آبی نبود ، قربونتم !
فکر می کردیم که تو دستامون اسیری
قد یه سلسله دل عاشقمونی
مث تاج سرمونی …
فکر می کردیم قهوه ی فا لمونی
دردمون ، آهمونی
کوله ی بارمونی
راستکی مالمونی !
توی صد گردنه همراهمونی
تا ابد و صله ی این قلب گرفتارمونی
اگه آسمون ما ، یه کمی آبی نبود ، قربونتم !
فکر می کردیم دست کم یارمونی
هفته ای یه مرتبه ، سری به ما می چرخونی
لا اقل موندنی هستی
کاش یه روزی ، یه ساعت حو صلمو داشته باشی …
حالا هر جا که می رم ، آسمون آبی تره ، قربونتم !
رویاتون مال منه
خوردن غصه هاتون کار منه
خاک کفشتون تو چشمای منه !
یادتون یار منه
عشقتون دار منه
آخ که هر چی می کشم از آسمون آبیه !
------------------------------------------
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 دی1383ساعت 6:14 توسط shayan
|
|
||