تبليغاتX
!عشق را خنک بنوشید

                      دستتون خنک تر از دست منه !             

 

دمتون گرم !

دستتون خنک تر از دست منه !

پاهاتون خنک تر از پای منه !

انگاری که تب دارم یا گرمی از تن منه !

...

 

دمتون گرم !

شما کجا بودین و ما کجا !

چقدر خوب قایمکی پیدا شدین

چقدرخوب یواشکی تو بغل ما جا شدین !

 

دمتون گرم !

عجب حضور پر عاطفه ای

که قدم رنجه نمودین تو صحن دل ما

از میون اون لبای بستتون

صدای زمزمه ی آواز عشق هنوز میاد

 

چشم ما به قلبتون چشم میگه

ولی حیف چشم شما

 چشم نمی گه !

ولی خوب عیبی نداره !

دمتون گرم که چشماتون الان حال منو می فهمه ...

 

دمتون گرم که ما فرقی داریم برای دیدار شما با بقیه ...

دمتون گرم که از زیر دو پلک بستتون

فقط و فقط به ما می نگرین

دمتون گرم که قابل می دونین !

 

ولی افسوس که مردین... !!!

دستتون خنک تر از دست منه !

پاهاتون خنک تر از پای منه !

...

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 اردیبهشت1384ساعت 13:17  توسط shayan  | 

                   من برات گل می خرم !

من برات گل می خرم

جلوی روی خودم گلم رو پرپر می کنی... !

تو یه گلدون می خری

اونو عمدا توی پارک جا می ذارم... !

 

من سرت داد می زنم اما تو هیچی نمی گی ...

من توی سکوت تو اشک می ریزم

وقتی از دیدن اشک من بشی ناراحت

تو دلم غم می شینه !

غم من طاقتش از دست می ره ...

یهویی قهر می کنه !

تو برای قهر من اشک می ریزی

صدای ریختن اشکت رو زمین شب به گوشم می رسه ...

 

کم کمک داغ می شم !

با تموم غصه هام می رم برات گل می خرم

جلوی روی خودم گلم رو پرپر می کنی... !

تو یه گلدون می خری

اونو عمدا توی پارک جا می ذارم... !

***

آقا لعنت به کسی که عشق و با مشق شبش یکی بدونه !

+ نوشته شده در  شنبه 24 اردیبهشت1384ساعت 10:42  توسط shayan  | 

                  مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو !

مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو

پشت اون مرمر سینه ات

چه دل شهر فرنگی داشتی تو

مرحبا به این همه عشق و صفا

مرحبا به این وفا

چه دل زبرو زرنگی داشتی تو

 

ببینم این همه نیرنگ و دروغ

کجای اون دل عاشق تو بود ؟

تو که جات رو سر ما بود عزیز

به خدا حق دلم این نبود

 

حالا که دست تو رو شده برام

حالا که نقابت افتاد رو زمین

حالا فهمیدم که پشت خنده هات

چه دل رنگ و وارنگی داشتی تو

مرحبا چه قلب سنگی داشتی تو

__________________________

                   من چقدر مهتا بم !

وسط نیمه شبه ...

هوا از تاریک هم یه کمی سرد تره !!!

صدای پچ پچ این شب بو ها

نمی دونم چرا امشب خوابو از چشام گرفت ...

...

پا می شم با دو تا خمیازه می رم تا لب حوض

می بینم گلای باغچه همگی

این دو تا عاشق و معشوق و تماشا می کنند ...

من چقدر مهتابم !!!

___________________________

                 چشامو هم می ذارم ...

کاش می شد آخر شب

وقتی خوابن همه از بخت شکم

وقتی غافل شدن از عالم عشق

تو بیای لای درو باز کنی

منو بیدار کنی !

 

من خودم رو بزنم به نادونی

چشامو هم بذارم

که تو روی گونمو ماچ کنی

با یه بوسه قلبمو داغ کنی

کاش می شد تو هرم آغوش خودت

منو تا آخر عمر خواب کنی ... !

...

کاش می شد با پاک کن مدرسمون

منو از ذهن همه پاک کنی !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اردیبهشت1384ساعت 21:26  توسط shayan  |