تبليغاتX
!عشق را خنک بنوشید

                 ببینم راستی تو عاشق منی ؟!

 

می دوم بیرون شهر

پشت کوه ها ، کنار یه چشمه ی آب زلال

خودمو خاک می کنم...!

 

که بیای ، دوباره از راه برسی

خاکای پیشونیمو ، اشکامو پاک کنی ...

تو گلوم بغض که نشست بهت می گم :

-  ببینم راستی تو عاشق منی ؟!!!

 

با یه چشمک سرتو تکون می دی

گل بوسه رو می چینی از لبات

می ذاریش تو دست من !

با همون دست چشاتو می بندمو

می ذارم اون گل و لای سینه هات !!!

 

چشاتو یواشکی وا می کنی...

می خوابی کنار من !

...

 

***

 

می دونم هزار هزار سال دیگه

دو تا گل میشکفه رو مزارمون !

پیش  چشمه سارمون !

یکی از تو دست من

یکی از میون  سینه های تو !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 تیر1384ساعت 11:32  توسط shayan  | 

                          از سرم دست بر دار ...

 

عبدتم عبیدتم ، از سرم دست بر دار

نوکر برق نگا تم ، ازسرم دست بردار

نمی خوام دل بسوزونی واسه من

نمی خوام دل بدوزی به پیرهنم

نمی خوام جارو کنی خاک منو

نمی خوام سرمه کنی طالع اشکای منو

 

عبدتم عبیدتم ، یواش برو یواش بیا

نوکر برق نگا تم ، تو برو اصلا"  نیا !!!

که یه وقت ساعتم از خواب نپره ...

که یه وقت داغ دلم رو اجاق قل نزنه ...!

 

عبدتم عبیدتم ، برو اونجا که برام تحفه باشی !

نوکر برق نگا تم ، برو اونجا که برات نقطه باشم !

بسه هر چی کشیدم !

از لبای نیمه بازت بسه هر چی چشیدم !!!

حالا هم فکر می کنم یر به یر یم !

دو تا ییمون  ناز هم رو خر یدیم !

 

فکر کن این برفی بوده که آب شده ...

فکر بکن که قلب تو خواب بوده ، حالا بیدار شده !

 

عبدتم عبیدتم ، نوکر برق نگا تم ...

اگه که راضی شدی خونه ی دل رو خالی کن !

که می خوام بکوبم از نو بسازم !

شایدم باغچه کنم دور و برش سیب بکارم !

وسطش گل بکارم !

 

***

سر هفته بیارم خدمتتون که بفهمی عبدتم عبیدتم

که بفهمی عبد سرگشته منم !

نوکر برق نگات ، عبید دل گشته منم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1384ساعت 18:33  توسط shayan  | 

                     کاشکی اسم کوچمون آرزو بود !

 

مث باد هرزه گرد

ما دیگه مسافریم...!

کوله بارمونو بستیم که بریم !

 

***

صبحی تو حیاتمون بارون زده خیلی قشنگ

ولی ما کاری نداریم توی این خونه ی تنگ !

 

خونه ای که دست مهربونی به گلاش آب نمی ده !

خونه ای که تو هواش دیگه عطر هیشکی نیست !

صدای خنده ی هیشکی نمی آد !

 

نه که فکر کنین بریدم ...

نه دیکه خسته شدم !

دیگه هیچ حوصله ی حوصله داری ندارم...!!!

آخه ما کاری نداریم توی این خونه ی تنگ !

 

نه که فکر کنین تو این حیاط بارون زده آرزو دارم ...

من دیگه تو این خونه هیچ آرزویی ندارم !

 

آخه عمریه که من ویلون  آرزو  شدم!

مث باد هرزه گرد

حیرون  آرزو  شدم !

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 تیر1384ساعت 11:0  توسط shayan  | 

                    بنده عاشق شما...!

 

بنده عاشق شما...!

شما عاشق یکی از آدما...!

آدمه عاشق ما...!!!

ای بابا !

 

بنده تو نخ شما !

شما له له می زنی برای لبخند یکی از آدما !

آدمه عاشق ما !

ای بابا !

 

بنده تو کار شما !

شما کارتون شده گریه و زاری واسه ی عشق یکی از آدما !

آدمه عاشق ما !

ای بابا !

 

بنده رو اصلا " نمی بینی شما !

خیلی وقته چشاتون رفته به دنبال یکی از آدما !

آدمه عاشق ما !

ای بابا !

 

***

آدمه عاشق ما !

آدمه خراب ما !

آدمه مست و زمین خورده ی ما !

آدمه تلو تلو خورده ی ما !

آدمه عاشق سینه چاک ما !

آدمه هلاک ما !

ولی افسوس و صد افسوس و حیف :

" بنده عاشق شمام "  !!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 تیر1384ساعت 15:42  توسط shayan  |