تبليغاتX
!عشق را خنک بنوشید

                           تو رو برهنه می کشم ..!

 

قلم مو رو بر می دارم

منو سه پایه و یه بوم

چشمامو خوب وا می کنم :

تو که  نشستی رو به روم !

وقتی که از اون ور بوم

چشماتو می دوزی به من

دل تو دلم نمی مونه  !

چه حسیه عاشق شدن !

طفلکی این دلک من !

طفلکی این ساده ی من !

 

موقع نقاشی بگو

هیچ کسی اینجا نباشه !

هیچ کسی ما رو نبینه

هیشکی خبر دار نباشه !

...

تو رو تو جنگل می کشم

تو رو تو در یا می کشم

تو رو رو بال آسمون ،

میون ابرا می کشم

می آرمت تو نقاشیم

جدا از این آدمکا

تو رو تو آغوش خودم

تو رو تو رویا می کشم !

 

پلکاتو آبی می کشم

لباتو رنگ گل سرخ

گونه هاتو با صورتی

تنت رو صحرا می کشم

 

موهاتو افشون می کنم

می سپارمش به دست باد

تنه عزیزت رو زیر

نم نم بارون می کشم

 

واسه بلور تن تو

حتی لباس نمی کشم

آخه اونم نا محرمه !

اینجا لباس هم نباید

دست به تن تو بزنه

تو رو برهنه می کشم

تو رو برهنه می کشم ...!

...

تو رو تو آغوش خودم

لخت و برهنه می کشم  ... !

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 خرداد1384ساعت 11:23  توسط shayan  |