|
|
|
|
|
کو دیگه چادر زری !!! سینه ریز نقره ای گلابتون ترمه با بوی گلاب، کوه آیینه نشون هشت دری ، چادر زری همیشه تو هشت دری وامیسادی صبح برات گل می چیدم تو حواست پی اون پنجره ی پشت سری ! گلوبند بی بی رو میدزدیدم برای تو می دادیش به خواهرم که صبح بگه چه دختری ! گفتم ای چادر زری جون دل چی دوس داری !؟ گفتی بستنی ، لواشک یا که حلوا شکری !!! داد زدیم آی چینی بند زن یه دل شکسته رو بند میزنی !؟ داداشم میگفت بابا خیلی خری ! ننمون می گفت الهی که یه شب ور بپری ! چه کنیم زندگیمون شده بود چادر زری تو هشت دری ! شمع بهت دادم که نذر عشقمون روشن کنی تو همش می ترسیدی که دست به کبریت بزنی ! چه کنیم امون از این در به دری گفتی مردی برو سینه ریز بیار گلابتون! داداشم میگفت خری ، خیلی خری ! وقتی برگشتم دیدم تو هشت دری دیگه نیست چادر زری ! طبق جهیزتون رد میشد از تو پنج دری یه دوماد اومد که گفتن اوه عجب نره خری !!! بدیت این بود که گرفتی همه چی رو سرسری شایدم عشقمونو گذاشتی پای بچگیت ! کاش می دادی یادگاری لا اقل چادر زریت ! بی خیال ! دیگه چند سالی گذشته از خری ! خاطره ور نپری! کو دیگه گلابتون ، سینه ریز نقره ای ترمه با بوی گلاب، کوه آیینه نشون کو دیگه اون هشتدری چادر زری ؟ ______________________________ ما اگه ستاره داشتیم ... از بد حادثه باز ستارتون افتاده توی حیاط خونمون از بد حادثه تو حیاتمون من نشسته بودم و تنهاییمون از بد حادثه این ستارتون وقتتی افتاده شکسته شاخه مون ! تو حیاتمون پر از شقایقه پر اطلسی و عشق خالیه گلای توی حیاط بدون آب روز و شب سر میکنن به عشق ما چه میدونستن یه روز ستاره ای می شینه ریشه کنون کنارشون می شکنه فکر و دل و خیالشون ! گل یخ خواب نداره از سردیه ستارتون شب تابم رنجیده از حضور این ستارتون آخه شب روز شده تو حیاتمون ! ما اگه ستاره داشتیم حتی قد کف دست نمی ذاشتیم که بیفته از زمین بالا دست که یه وقت خراب نشه تنهایی عشق کسی نریزه ستاره های دل شب تاب کسی ! ************************************** چاه رو اصلا" ندیدیم !!! از قضا عاشق چشمتون شدیم از قضا هفته ی بعد عاشق دستتون شدیم هفته نگذشته عجیب عاشق خلقتون شدیم ! عاشق خنده و لحنتون شدیم عاشق دوختن رویای من و شما شدیم ! از قضا شمام به ما امید دادین در باغ سبزو تو بیا بونا نشون دادین ما رو تو آسمونا تکون دادین ! هفته ی بعد یه سال از قضا شادی جشنتون شدیم از قضا تازه دیدیم سر خر عشقتون شدیم !!! از قضا عشقتونو کنار دستتون دیدیم ! بعد یهو گریه که کردیم روز و مثل شب دیدیم شب رو مثل روز دیدیم ! راه رو مثل چاه دیدیم چاه رو اصلا" ندیدیم !!! از قضا اون چیزی رو که ما دیدیم شما اصلا" ندیدین ! از قضا گریه ی ما رم ندیدین ! عشق تازمونم اصلا" ندیدین ! از قضا تازه تو این مغز کوچیکم فهمیدم که شما نمی دیدین ما می دیدیم ! _______________________________ می نویسم روی انگشتای تو ! روزامون مثل نسیم مث یک ثانیه پلک میگذره از روی چشمای ترت ! از رو دستای قشنگت از رو قلب نازکت ! میاد از جانب تو می برم تا ته عمر میگذره هفته و ماه مث یک ثانیه پلک سوز میاد از قفس دوری تو اگه ساعت مث یک ثانیه پلک نگذره از روی من می نویسم توی دفترچه ی تو می نویسم روی انگشتای تو که نرو ! چشامو اینجوری سرخابی نکن گونه هامو لاک نزن رو لبام سرمه نکش ! بیا با من پا به پا که دلم آروم بگیره این روزا که داره می گذره سال مث یک ثانیه پلک میرسه فصل زمستون قفس قفس دوری تو ! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 27 بهمن1383ساعت 13:34 توسط shayan
|
|
||