|
|
|
|
|
دستتون خنک تر از دست منه ! دمتون گرم ! دستتون خنک تر از دست منه ! پاهاتون خنک تر از پای منه ! انگاری که تب دارم یا گرمی از تن منه ! ... دمتون گرم ! شما کجا بودین و ما کجا ! چقدر خوب قایمکی پیدا شدین چقدرخوب یواشکی تو بغل ما جا شدین ! دمتون گرم ! عجب حضور پر عاطفه ای که قدم رنجه نمودین تو صحن دل ما از میون اون لبای بستتون صدای زمزمه ی آواز عشق هنوز میاد چشم ما به قلبتون چشم میگه ولی حیف چشم شما چشم نمی گه ! ولی خوب عیبی نداره ! دمتون گرم که چشماتون الان حال منو می فهمه ... دمتون گرم که ما فرقی داریم برای دیدار شما با بقیه ... دمتون گرم که از زیر دو پلک بستتون فقط و فقط به ما می نگرین دمتون گرم که قابل می دونین ! ولی افسوس که مردین... !!! دستتون خنک تر از دست منه ! پاهاتون خنک تر از پای منه ! ... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 31 اردیبهشت1384ساعت 13:17 توسط shayan
|
|
||